

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۰۲۴
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۲۴
مات خود را صنما مات مکن
بجز از لطف و مراعات مکن
خرده و بیادبیها که برفت
عفو کن هیچ مکافات مکن
وقت رحم است بکن کینه مکش
بنده را طعمه آفات مکن
به سر تو که جدایی مندیش
جز که پیوند و ملاقات مکن
خاک خود را به زمین برمگذار
منزلش جز به سماوات مکن
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از معشوق میخواهد که نسبت به او بیرحمی نکند و لطف و مراعات را فراموش نکند. او از معشوق درخواست میکند که به جای کینه و عداوت، عفو و رحمت را پیشه کند و به پیوند و دیدار توجه کند. همچنین به او میگوید که تعلقات دنیوی خود را رها کند و تنها به سمت آسمانها و نعمتهای واقعی پیش برود. در نهایت، شاعر تأکید میکند که به خاطر دوستی و نزدیکی با معشوق، باید از تمام زحمتها و سختیها دوری کرد و فقط به محبت و مهربانی اکتفا کرد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
