

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۰۶۰
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۶۰
یک غزل آغاز کن بر صفتِ حاضران
ای رخِ تو همچو شمع، خیز درآ در میان
نور ده آن شمع را روح ده این جمع را
از دو رخِ همچو شمع وز قدحِ همچو جان
سوی قدح دست کن، ما همه را مست کن
زآنکِ کسی خوش نشد تا نشد از خود نهان
چون شدی از خود نهان زود گریز از جهان
روی تو واپس مکن جانبِ خود هان و هان!
این سخن همچو تیر، راست کِشَش سویِ گوش
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به دعوت حاضران برای ورود شخصی خاص اشاره میکند و میخواهد که او چون شمعی در بین جمع حاضر شود و نورافشانی کند. او تأکید میکند که این حضور میتواند روحی تازه به جمع بدهد و آنها را مستی و شوری تازه بخشد. همچنین، شاعر اشاره میکند که شخص باید از خود فاصله بگیرد تا بتواند به حقیقت نورانی خود برسد و به سوی عشق و حقیقت برود. در نهایت، او به شنوندگان توصیه میکند که از اندیشههای آزاردهنده پرهیز کنند و بر روی حقیقت تمرکز کنند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
