

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۰۹۸
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۹۸
شب محنت که بد طبیب و تو افکار یاد کن
که ز پای دلت بکند چنان خار یاد کن
چو فتادی به چاه و گو که ببخشید جان نو
به سوی او بیا مرو مکن انکار یاد کن
مکن اندک نبود آن به خدا شک نبود آن
نه به خویش آی اندکی و تو بسیار یاد کن
تو به هنگام یاد کن که چو هنگام بگذرد
تو خوه از گل سخن تراش و خوه از خار یاد کن
چو رسیدی به صدر او تو بدان حق قدر او
چو بدیدی تو بدر او تو ز دیدار یاد کن
تو بدان قدر سوز او برسد باز روز او
ور از آن روز ایمنی تو ز اغیار یاد کن
