

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۰۹۸
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۹۸
شب محنت که بد طبیب و تو افکار یاد کن
که ز پای دلت بکند چنان خار یاد کن
چو فتادی به چاه و گو که ببخشید جان نو
به سوی او بیا مرو مکن انکار یاد کن
مکن اندک نبود آن به خدا شک نبود آن
نه به خویش آی اندکی و تو بسیار یاد کن
تو به هنگام یاد کن که چو هنگام بگذرد
تو خوه از گل سخن تراش و خوه از خار یاد کن
چو رسیدی به صدر او تو بدان حق قدر او
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: این غزل به بررسی حالات درونی انسان در زمانهای سخت و دشوار میپردازد. شاعر با ذکر نکات عبرتآمیز، خواننده را به یادآوری خداوند و ارزشهای معنوی ترغیب میکند، به ویژه در روزهای محنت و درماندگی. او تأکید میکند که باید حتی در زمان غم و اندوه، به یاد خوبیها و نعمتهای الهی باشیم و از ارتباط با خدا غافل نشویم. در پایان، شاعر خواستهاش را از خواننده میکند که با وجود مشکلات، به جای فراموشی، به یاد نعمتهای الهی و تجارب خوشایند زندگی باشد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
