

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۰۹۷
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۹۷
چون دل جانا بنشین بنشین
چون جان بیجا بنشین بنشین
بلکا دلکا کم کن یغما
ای خوش سیما بنشین بنشین
عمری گشتی همچون کشتی
اندر دریا بنشین بنشین
افلاطونی جالینوسی
بشکن صفرا بنشین بنشین
چون می چون می تلخی تا کی
همچون حلوا بنشین بنشین
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصال و نزدیکی معشوق میپردازد و از او دعوت میکند که کنار او بنشیند. او با استفاده از تشبیهات دلانگیز، زیبایی و خوشی معشوق را توصیف میکند و به او میگوید که به جای سرگردانی و دوری، باید در کنار او سکونت کند. احساساتی چون عشق، انتظار و نیاز به وصال را در ابیات خود بیان میکند و از معشوق میخواهد که به او بپیوندد و درد دوری را به پایان برساند. شاعر همچنین به ناپایداری و بیثباتی زندگی اشاره میکند و بر لزوم حضور دائمی معشوق تأکید میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
