

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۱۰۳
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۰۳
گرچه اندر فغان و نالیدن
اندکی هست خویشتن دیدن
آن نباشد مرا چو در عشقت
خوگرم من به خویش دزدیدن
به خدا و به پاکی ذاتش
پاکم از خویشتن پسندیدن
دیده کی از رخ تو برگردد
به که آید به وقت گردیدن
در چنین دولت و چنین میدان
ننگ باشد ز مرگ لنگیدن
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان عشق عمیق و خالص خود میپردازد و بر عدم وابستگی به خود و خودپسندی تأکید میکند. او از فغان و نالیدن که ممکن است به خود نگریستن منجر شود، پرهیز میکند و تأکید میکند که در عشق، پرهیز از خودبینی لازم است. عشق را چنان قدرتی میداند که حتی مرگ نیز بر آن اثر نخواهد داشت و تمام نگرانها و لرزشها در دنیای عشق بیمعنا هستند. در پایان، شاعر به زهد و دانش_FA میپردازد و بیان میکند که عشق حقیقی را نمیتوان با دانش و زهد کاذب تجربه کرد و یادآور میشود که این پیام شمس تبریزی نیز هست.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
