

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۱۱۲
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۱۲
ظلمت شب پرتو ظلمات من
نور مه از نور ملاقات من
گوهر طاعت شد از آن کیمیا
زلت و انکار و جنایات من
هست سماوات در آن آرزو
تا نگرد سوی سماوات من
ای رخ خورشید سوی برج من
ای شه جان شاهد شهمات من
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از تاریکی شب و نور مه به عنوان نمادهایی از ارتباط و ملاقات روحانی یاد میکند. او اشاره میکند که اعمال نیک او همچون گوهری از کیمیاست و تا زمانی که به خداوند نزدیک شود، به آسمانها آرزو دارد. در ادامه، به زیبایی و نورانی بودن چهره محبوبش مینگرد و او را به عنوان شاهدی بر شور و شوق جانش معرفی میکند، که نشاندهندهٔ عشق و ارادت عمیق اوست.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
