

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۱۷۵
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۷۵
در خشکی ما بنگر وآن پرده تر برگو
چشم تر ما را بین ای نور بصر برگو
جمع شکران را بین در ما نگران را بین
شیرین نظران را بین هین شرح شکر برگو
امروز چنان مستی کز جوی جهان جستی
امروز اگر خواهی آن چیز دگر برگو
هر چند که استادی داد دو جهان دادی
در دست که افتادی زان طرفه خبر برگو
از جای نجنبیده لیک از دل و از دیده
بسیار بگردیده احوال سفر برگو
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به نوعی تلاشی است برای بیان حالاتی عارفانه و دلنشین. شاعر از بینش و بیداری ناشی از مستی و عشق سخن میگوید و به معانی عمیقتری از زندگی و تجربههای انسانی اشاره دارد. او به زیباییهای زندگی و تغییرات احوال آدمیان مینگرد و از احساسات عمیق و درونی خود مینویسد. با استفاده از تصاویر و نمادها، او به ما یادآوری میکند که زندگی پر از تجربیات خوشایند و دردناک است که هر یک جنبهای از حقیقت را بازگو میکند. در نهایت، شاعر به ما توصیه میکند که با صبر و تحمل، به رمز و رازهای زندگی پی ببریم.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
