

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۱۸
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۸
ز بهر غیرت آموخت آدم اسما را
ببافت جامع کل پردههای اجزا را
برای غیر بود غیرت و چو غیر نبود
چرا نمود دو تا آن یگانه یکتا را
دهان پر است جهان خموش را از راز
چه مانعست فصیحان حرفپیما را؟
به بوسههای پیاپی ره دهان بستند
شکرلبان حقایق دهان گویا را
گهی ز بوسه یار و گهی ز جام عقار
مجال نیست سخن را نه رمز و ایما را
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به بررسی مفاهیم عمیق درباره وحدت و دوگانگی میپردازد. مولانا از طریق تصاویری چون بوسه، زبان و راز، به بیان این موضوع میپردازد که وجود دوگانگی تنها از جانب غیر است و در فقدان آن، همه چیز به یگانگی بازمیگردد. او به بوسهها و جامها اشاره میکند که نشاندهندهی ارتباط عمیق و رازآلود با حقیقت است. از طرفی، شاعر تذکر میدهد که در عالم وجود، هرگونه جنگ و صلح یا زیبایی و زشتی، همه تحت سیطرهی اراده و حکمت خداوند قرار دارد. در نهایت، جملههای پایانی بر لزوم پناه بردن به عشق و دوری از خطاها تأکید میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
