

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۱۸۸
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۸۸
در این رقص و در این های و در این هو
میان ماست گردان میر مه رو
اگر چه روی میدزدد ز مردم
کجا پنهان شود آن روی نیکو
چو چشمت بست آن جادوی استاد
درآ در آب جو و آب میجو
تو گویی کو و کو او نیز سر را
به هر سو میکند یعنی که کو کو
ز کوی عشق میآید ندایی
رها کن کو و کو دررو در این کو
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر در وصف عشق و خوشیهای آن است. شاعر به رقص و حالوهوای مستی اشاره میکند و از حضور معشوق به نام «میر مهرو» سخن میگوید که با زیباییاش دلها را میرباید. او به مخاطب توصیه میکند تا به سوی عشق برود و از درد و غم رهایی یابد. با دعوت به تر کردن دل از تلخی زندگی و گام نهادن در مسیر عشق، شاعر امید به خوشبختی و شادمانی را از این راه میزداید. در نهایت، او بر لزوم ترک گفتمان و اندیشههای سنگین تأکید میکند و به لطافت روحی در عشق دعوت میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
