

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۱۹۴
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۹۴
آن وعده که کردهای مرا کو
این جا منم و تو وانما کو
با جمله پلاس خوش نباشد
آن عهد پلاس را وفا کو
لب بسته چو بوبک ربابی
آن داد و گشاد و آن عطا کو
ای وعده تو چو صبح صادق
آن شمع و چراغ و آن ضیا کو
تا چند ز ناسزا و دشنام
آن دلداری و آن سزا کو
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به احساس تنهایی و فقدان یاری میپردازد و به وعدههایی که داده شده اما محقق نشده، معترض است. او از معشوق میخواهد تا به او پاسخ دهد و به یادآوری وعدهها و نعمتهای گذشته میپردازد. همچنین به بیوفایی و دل تنگی اشاره کرده و از دوستانش میخواهد به او کمک کنند و اوضاع را تغییر دهند. در پایان، شاعر با اشاره به جدایی از خود به بررسی وضعیت حال میپردازد و به دروننگری و تلاش برای یافتن پاسخ میرسد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
