

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۲۵۹
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵۹
هله طبل وفا بزن که بیامد اوان تو
می چون ارغوان بده که شکفت ارغوان تو
بفشاریم شیره از شکرانگور باغ تو
بفشانیم میوهها ز درخت جوان تو
بمران جان و عقل را ز سر خوان فضل خود
چه خورد یا چه کم کند مگسی دو ز خوان تو
طمع جمله طامعان بود از خرمنت جوی
دو ده مختصر بود دو جهان در جهان تو
همه روز آفتاب اگر ز ضیا تیغ میزند
به کم از ذره میشود ز نهیب سنان تو
چو زمین بوس میکند پی تو جان آسمان
به چه پر برپرد زمین به سوی آسمان تو
