

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۳۱۱
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۱۱
از انبهی ماهی دریا به نهان گشته
انبه شده قالبها تا پرده جان گشته
از فرقت آن دریا چون زهر شده شکر
زهر از هوس دریا آب حیوان گشته
در عشرت آن دریا نی این و نه آن بوده
بر ساحل این خشکی این گشته و آن گشته
اندر هوس دریا ای جان چو مرغابی
چندان تو چنین گفته کز عشق چنان گشته
دوش از شکم دریا برخاست یکی صورت
و آن غمزهاش از دریا بس سخته کمان گشته
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و شوق عمیق به معشوق اشاره میکند و تصویر دریا به عنوان نمادی از محبوب را به کار میبرد. او از تأثیر فراق و دوری از معشوق میگوید که باعث تلخی و زهر مانند حالت روح میشود. با اشاره به مرغابی و هوس دریا، علاقهمندی و اشتیاق خود را به بیان میگذارد و به شوقی عمیق به آن زیباییهای روحانی میرسد. همچنین، از غمزه و زیبایی معشوق صحبت میکند که دلی درخشان و شاداب را ایجاد میکند و در نهایت به اوج عشق و اعتقاد به شمس الحق تبریزی اشاره میکند که نور عشق را به قلبها میتاباند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
