

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۳۱۰
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۱۰
ای غایب از این محضر از مات سلام الله
وی از همه حاضرتر از مات سلام الله
ای نور پسندیده وی سرمه هر دیده
احسنت زهی منظر از مات سلام الله
ای صورت روحانی وی رحمت ربانی
بر مؤمن و بر کافر از مات سلام الله
چون ماه تمام آیی و آن گاه ز بام آیی
ای ماه تو را چاکر از مات سلام الله
ای غایب بس حاضر بر حال همه ناظر
وی بحر پر از گوهر از مات سلام الله
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف ویژگیهای شمس تبریزی میپردازد و او را غایب ولی در عین حال حاضر و ناظر بر همه حالها میداند. شمس را به عنوان نوری درخشان و روحی معنوی معرفی میکند که رحمتش شامل حال مؤمنان و کافران است. او به زیبایی و جذابیت شمس اشاره کرده و شمس را همچون ماهی تمام توصیف میکند که جذبهاش همه را مسحور کرده است. شاعر در این ابیات به والایی و بیکرانی وجود شمس تأکید میکند و او را منبع عشق و زیبایی میداند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
