

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۳۲۲
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۲۲
هر روز فقیران را هم عید و هم آدینه
نی عید کهن گشته آدینه دیگینه
عیدانه بپوشیده همچون مه عید ای جان
از نور جمال خود نی خرقه پشمینه
ماننده عقل و دین بیرون و درون شیرین
نی سیر درآکنده اندر دل گوزینه
درپوش چنین خرقه میگرد در این حلقه
مانند دل روشن در پیشگه سینه
در جوی روان ای جان خاشاک کجا پاید
در جان و روان ای جان چون خانه کند کینه
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به بیان حال و هوای عید و روشنایی درونی میپردازد. مولانا میگوید که فقیران نیز در این روز خاص با دلهای پرنور و آماده به جشن میپردازند، و عید را نه تنها به عنوان یک روز خاص بلکه به عنوان حالتی از زیبایی و نور درونی میبیند. همچنین، او به تضاد میان ظاهر و باطن اشاره میکند و تأکید دارد که زیبایی واقعی در دل و جان انسان نهفته است و این زیبایی مانند شاخی تازه و زنده است. در نهایت، شاعر به شناخت عمیق و زیبا از وجود انسان و ارتباطش با جهان اشاره میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
