

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۳۶۵
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۶۵
ای ز گلزار جمالت یاسمن پا کوفته
وز صواب هر خطایت صد ختن پا کوفته
ای بزاده حسن تو بیواسطه هر مرد و زن
وآنگه اندر باغ عشقت مرد و زن پا کوفته
ای رخ شاهانهات آورده جان پروانهای
صد هزاران شمع دل اندر لگن پا کوفته
ای دماغ عاشقان پرباده منصوریت
تا دو صد حلاج عشقت بر رسن پا کوفته
لاغری جان ز ذوقت آن چنان فربه شده
مینگنجد در جهان در خویشتن پا کوفته
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ستایش جمال و محبت محبوب میپردازد و از اثرات عمیق عشق بر دلهای عاشقان سخن میگوید. وی به زیبایی و جذابیت محبوب اشاره میکند و از حال و هوای عاشقان که در جستجوی وصال او هستند، میگوید. عشق به محبوب آنچنان در دلها جای گرفته است که جان عاشق را از دنیای مادی فراتر میبرد. در این شعر، تاثیر عشق بر وجود انسان و شادی ناشی از آن به وضوح نمایان است، بهطوری که حتی زیباترین گلها در کنار محبوب کمرنگ میشود. در نهایت، شاعر با اشاره به شمس تبریزی، رونق و زیبایی بیشتری را به عشق خود میبخشد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
