

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۳۹
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۹
کرانی ندارد بیابان ما
قراری ندارد دل و جان ما
جهان در جهان نقش و صورت گرفت
کدامست از این نقشها آن ما
چو در ره ببینی بریده سری
که غلتان رود سوی میدان ما
از او پرس از او پرس اسرار ما
کز او بشنوی سر پنهان ما
چه بودی که یک گوش پیدا شدی
حریف زبانهای مرغان ما
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر در مورد ابعاد گسترده و بینهایت هستی و روح انسانی است. شاعر به تنش و عدم آرامش در دل و جان آدمی اشاره میکند و به جستجوی حقیقتی میپردازد که فرای اشکال و ظواهر جهان است. او از وجود یک سر بریده و از راز و رمز زندگی میگوید که در آن، نقشها و نمادهای متنوعی وجود دارند. همچنین به سفر به سمت یک حقیقت پنهان و نیروهای معنوی اشاره میشود. در نهایت، شاعر میگوید که پرسشهای عمیق را نمیتوان به آسانی پاسخ داد و حقیقت، عمیقتر از آن است که درک شود.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
