

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۴۰۷
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۰۷
زهی لواء و علم لا اله الا الله
که زد بر اوج قدم لا اله الا الله
چگونه گرد برآورد شاه موسی وار
ز بحر هست و عدم لا اله الا الله
ستادهاند صفات صفا ز خجلت او
به پیش او به قدم لا اله الا الله
یکی ستم ز وی از صد هزار عدل به است
زهی خوشی ستم لا اله الا الله
ز هر طرف که نظر کرد می برویاند
هزار باغ ارم لا اله الا الله
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ستایش خداوند و قدرت و عظمت او میپردازد، با تأکید بر عبارتی چون "لا اله الا الله" که نمادی از توحید و یکتاپرستی است. او از مقام و منزلت الهی سخن میگوید و به جزایای بهشتی و رحمتهای بینظیر خدا اشاره میکند. همچنین، احساس شوق و اشتیاق شاعر برای دیدار با معشوق حقیقی، خداوند، و مقام مقدس تبریز (شهر مولانا) در این شعر به وضوح مشهود است. در نهایت، او با نالهای از دل، نام خدا را بر زبان میآورد و به شکرگزاری از نعمت وجود او میپردازد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
