

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۴۲
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۲
خیک دل ما مشک تن ما
خوش نازکنان بر پشت سقا
از چشمه جان پر کرد شکم
کای تشنه بیا ای تشنه بیا
سقا پنهان وان مشک عیان
لیکن نبود از مشک جدا
گر رقص کند آن شیر علم
رقصش نبود جز رقص هوا
دورم ز نظر فعلم بنگر
تا بوی بود بر عود گوا
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به بیان عشق و عطش روح میپردازد که به دنبال رسیدن به معشوق و چشمه جان است. شاعر از سقا و مشک بهعنوان نمادهایی استفاده میکند تا به حال و هوای تشنگی و خواستههای درونیاش اشاره کند. او به رقص شیر علم نیز اشاره میکند و تأکید میکند که این رقص در واقع رقصی از نوع عشق و طلب است. در نهایت، شاعر به بوی معشوق و اثر آن بر جان آدمی میپردازد و تنهایی و دوری از معشوق را مورد lamentation قرار میدهد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
