

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۴۲۱
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۲۱
مطرب جانهای دل برده
تا به شب تا به شب همین پرده
جانهایی که مست و مخمورند
بر سر باده بادهای خورده
در خرابات مفردان رفته
خرقه آب و گل گرو کرده
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف حال و هوای مستی و عشق میپردازد. او از مطربی سخن میگوید که جانها را به وجد میآورد و دلها را سرگرم میکند. حال و هوای شاعر پر از نشاط و شوق است و اشاره به افرادی دارد که در خرابات به سر میبرند و با رهایی از قید و بندها به جستجوی عشق و حقیقت میپردازند. در این فضا، مستی و خلسه به عنوان راهی برای رسیدن به یک تجربه معنوی و عمیقتر مورد ستایش قرار میگیرد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
