

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۴۷
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۷
بانگ تسبیح بشنو از بالا
پس تو هم سبح اسمه الاعلی
گل و سنبل چرد دلت چون یافت
مرغزاری که اخرج المرعی
یعلم الجهر نقش این آهوست
ناف مشکین او و مایخفی
نفس آهوان او چو رسید
روح را سوی مرغزار هدی
تشنه را کی بود فراموشی
چون سنقرئک فلا تنسی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ستایش و تسبیح پروردگار میپردازد و دعوت میکند تا آدمی نیز به ذکر و تسبیح بپردازد. او به زیباییهای طبیعت و عشق به خداوند اشاره میکند و دلها را به سمت مرغزار و سرسبزی میکشاند. با تأکید بر نعمتهای پنهان و آشکار الهی، شاعر نشان میدهد که حقیقت انسان در پیوند با روح و طبیعت نهفته است. در نهایت، یادآوری میکند که تشنگی روحی، انسان را وادار به یادآوری پروردگار و جستجوی او میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
