

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۴۹
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۹
دل بر ما شدهست دلبر ما
گل ما بیحدست و شکر ما
ما همیشه میان گلشکریم
زان دل ما قویست در بر ما
زَهره دارد حوادثطبعی
که بگردد بهگِرد لشکر ما؟
ما به پر میپریم سوی فلک
زانک عرشیست اصل جوهر ما
ساکنان فلک بخور کنند
از صفات خوش معنبر ما
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: این غزل به عشق و محبت عمیق مولانا نسبت به شمس تبریز اختصاص دارد. شاعر دل را به دلبر خود نسبت میدهد و میگوید وجود او پر از زیبایی و شیرینی است. مولانا احساس میکند که در میان گلها و زیباییها، این عشق به او قوت و معنای زندگی میبخشد. او به وصف آثار مثبت عشق و صفات شمس پرداخته و میگوید عشق او به قدری عمیق است که حتی ساکنان آسمان نیز از آن بهرهمند میشوند. در نهایت، مولانا خواستار حفظ سایه شمس بر سر خود است تا همواره از نور و فیض او بهرهمند باشد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
