

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۵۱۵
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۱۵
یکی گنجی پدید آمد در آن دکان زرکوبی
زهی صورت زهی معنی زهی خوبی زهی خوبی
زهی بازار زرکوبان زهی اسرار یعقوبان
که جان یوسف از عشقش برآرد شور یعقوبی
ز عشق او دو صد لیلی چو مجنون بند میدرد
کز این آتش زبون آید صبوریهای ایوبی
شده زرکوب و حق مانده تنش چون زرورق مانده
جواهر بر طبق مانده چو زرکوبی کروبی
بیا بنواز عاشق را که تو جانی حقایق را
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: این غزل مولانا به بررسی جمال و معنای عشق میپردازد. شاعر از گنجی که در دکان زرکوبی پیدا شده سخن میگوید و زیبایی و عمق عشق را به تصویر میکشد. او عشق را به یوسف و لیلی تشبیه میکند و تأثیر آن بر روح و دل عاشق را بیان میکند. در این اثر، عشق به عنوان نوری بر تاریکیها و بیداری جانهای خاموش معرفی میشود و در نهایت، دعوت به محبت و طرد ریاکاری از سوی دوستان است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
