

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۵۴۲
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۴۲
بتاب ای ماه بر یارم بگو یارا اغاپوسی
بزن ای باد بر زلفش که ای زیبا اغاپوسی
گر اینجایی گر آنجایی وگر آیی وگر نایی
همه قندی و حلوایی زهی حلوا اغاپوسی
ملامت نشنوم هرگز نگردم در طلب عاجز
نباشد عشق بازیچه بیا حقا اغاپوسی
اگر در خاک بنهندم توی دلدار و دلبندم
وگر بر چرخ آرندم از آن بالا اغاپوسی
اگر بالای که باشم چو رهبان عشق تو جویم
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی عشق و معشوقش اشاره دارد و از ماه و باد میخواهد تا او را به یارش برسانند. او میگوید که حتی اگر در دیاری دور باشد یا در قعر دریا، عشق او همچنان او را دنبال میکند. مولانا در نهایت از احساسات عمیقش در درخواست برقراری دوباره ارتباط با معشوق میگوید و به زیباییهای عشق اشاره میکند. او عشق را فراتر از هر محدودیتی میداند و در این میان به شوق و ولع خود به دیدار معشوق تاکید میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
