

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۶۶۵
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶۵
صلا ای صوفیان کامروز باری
سماع است و نشاط و عیش آری
صلا کز شش جهت درها گشادهست
ز قعر بحر پیدا شد غباری
صلا کاین مغزها امروز پر شد
ز بوی وصل جانی جان سپاری
صلا که یافت هر گوشی و هوشی
ز بیهوشی مطلق گوشواری
صلا که ساعتی دیگر نیابی
ز مشرق تا به مغرب هوشیاری
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل دعوتی به شور و نشاط معنوی دارد و از صوفیان میخواهد که به سماع و حال خوشی بپیوندند. او از گشوده شدن درهای آسمانی و آغاز جانی نو در وجود انسان صحبت میکند و میگوید که امروز زمان وصالی است که ممکن است دیگر تکرار نشود. شعر به روحانیت در فضاهای غیرمادی اشاره دارد و بر اهمیت لحظههای ناب تأکید میکند، در حالی که تشبیهاتی از طبیعت و آتش به کار میبرد تا این تجربه را زنده و ملموس کند. در نهایت، او به ارتباطی که درختان و طبیعت با یکدیگر دارند، پرداخته و بر همبستگی موجودات تاکید میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
