

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۶۷
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۷
قد اشرقت الدنیا من نور حمیانا
البدر غدا ساقی و الکأس ثریانا
الصبوه ایمانی و الخلوه بستانی
و المشجر ندمانی و الورد محیانا
من کان له عشق فالمجلس مثواه
من کان له عقل ایاه و ایانا
من ضاق به دار او اعطشه نار
تهدیه الی عین یسترجع ریانا
من لیس له عین یستبصر عن غیب
فلیأت علی شوق فی خدمه مولانا
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به نور و روشنی عشق اشاره میکند و دنیای عاشقانه را با زیبایی توصیف میکند. او عشق را برای کسانی که دل در گرو آن دارند مکان امنی میداند و به عقلایان توصیه میکند که این لحظههای شیرین را غنیمت شمارند. در ادامه، به افرادی که از غیبت و دوری رنج میبرند، پیشنهاد میدهد که به عشق بازگردند و از سرچشمه محبت بنوشند. شاعر در نهایت به شمس تبریزی اشاره کرده و به او و مقامش ارادت میورزد و بر اهمیت درک معانی عمیقتر تأکید میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
