

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۶۸
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸
فدیتک یا ذا الوحی آیاته تتری
تفسرها سرا و تکنی به جهرا
و انشرت امواتا و احییتهم بها
فدیتک ما ادریک بالامر ما ادری
فعادوا سکاری فی صفاتک کلهم
و ما طعموا إثما و لا شربوا خمرا
ولکن بریق القرب افنی عقولهم
فسبحان من ارسی و سبحان من اسری
سلام علی قوم تنادی قلوبهم
بالسنة الاسرار شکرا له شکرا
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ستایش وحی و معانی عمیق آن میپردازد. او با اشاره به تأثیر وحی بر جانها، بیان میکند که چگونه این وحی مردگان را زنده میکند و در دلها بیداری و شوق ایجاد میکند، به طوری که افراد به حالت نشئگی و حیرتی روحانی میرسند. شاعر از افرادی سخن میگوید که به عمق حقایق دست یافته و با تجلیات الهی در ارتباطند. در نهایت، او به زیبایی عشق و نورانی بودن وجود عاشقان اشاره میکند که هیچچیزی نمیتواند مانع این تجلی باشد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
