

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۶۷۲
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۷۲
دلا در روزه مهمان خدایی
طعام آسمانی را سزایی
در این مه چون در دوزخ ببندی
هزاران در ز جنت برگشایی
نخواهد ماند این یخ زود بفروش
بیاموز از خدا این کدخدایی
برون کن خرقه کان زین چار رقعهست
ترابی آتشی آبی هوایی
برهنه کن تو جزو جان و بنما
ز خرقه گر به کل بیرون نیایی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به استقبال از عالمانه و عاشقانه بودن انسان و ارتباط او با خدا میپردازد. در روزه، انسان به مهمانی خدا میآید و میتواند طعام آسمانی را تناول کند. اگر در این ماه، انسان خود را از دوزخ دربند کند، درهای بهشت برایش گشوده میشود. شاعر به فراگیری از خدا و آموختن کدخدایی دعوت میکند و بر اهمیت رهایی از قید و بندها تأکید دارد. در این مسیر، عشق به عنوان عذر و وسیلهای برای بخشش معرفی میشود و عشق نیز با مهربانی و درک به یاری انسان میآید. در نهایت، شاعر بر لزوم پرهیز از دلبستگیها برای رسیدن به شربت جاودان تأکید میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
