

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۶۹۴
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۹۴
مرا بگرفت روحانی نگاری
کناری و کناری و کناری
بزد با من میان راه تنگی
دوچاری و دوچاری و دوچاری
ز جان برخاست ز آتشهای عشقش
بخاری و بخاری و بخاری
مبادا هیچ دل را زین چنین عشق
قراری و قراری و قراری
سکست این کره تند دل من
فساری و فساری و فساری
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل، از جذبهٔ یک معشوق روحانی و تأثیر عمیق عشق بر دل سخن میگوید. او در میان مشکلات و تنگناها، با عشق و شوق به این معشوق رو میآورد و تأکید میکند که دلها باید از این عشق به دور نمانند. در ادامه، شاعر به آتش عشق خود اشاره کرده و بیان میکند که این احساسات او را دچار وضعیتی خماری و سرخوشی کرده است. همچنین، به یاد شمس تبریز، این عشق را پر از غبار و پیچیدگی میبیند که بر سر دلش نشسته است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
