

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۷۲۵
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۲۵
مندیش از آن بت مسیحایی
تا دل نشود سقیم و سودایی
لاحول کن و ره سلامت گیر
مندیش از آن جمال و زیبایی
فرصت ز کجا که تا کنی لاحول
چون نیست از او دمی شکیبایی
ماهی ز کجا شکیبد از دریا
یا طوطی روح از شکرخایی
چون دین نشود مشوش و ایمان
زان زلف مشوش چلیپایی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و جاذبهٔ معشوق اشاره میکند و از خطرات دلباختگی به آن میگوید. او به اهمیت شکیبایی و دوری از افکار آشفته تأکید دارد و از دلسوزی به حال عاشقانی که در پی جمال معشوق هستند، سخن میراند. با اشاره به اثرات عمیق عشق بر دل و عقل انسان، شاعر به معنا و رمز عشق میپردازد و به جستجوی حقیقت و ارتباط با معشوق اشاره میکند. در نهایت، بر این نکته تأکید میکند که علیرغم لذتی که عشق و شناخت میدهد، انسان باید از قید و بندهای ظاهری رها شود تا به حقیقت بپیوندد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
