

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۷۲۹
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۲۹
با این همه مهر و مهربانی
دل میدهدت که خشم رانی
وین جمله شیشه خانهها را
درهم شکنی به لن ترانی
در زلزله است دار دنیا
کز خانه تو رخت میکشانی
نالان تو صد هزار رنجور
بی تو نزیند هین تو دانی
دنیا چو شب و تو آفتابی
خلقان همه صورت و تو جانی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به موضوع مهر و مهربانی میپردازد و به یادآوری میآورد که اگرچه دل انسان به خشم ویران میشود، اما مهربانی میتواند آن را آرام کند. او دنیا را به زلزلهای تشبیه میکند که میتواند رخت از خانهها بکند و نشان میدهد که انسانها در غفلت از جان واقعی خود زندگی میکنند. شاعر با اشاره به نور آفتاب، به نقش حیاتی و حیاتیبودن معنای وجود اشاره میکند و درمییابد که در فقدان این نور، زندگی بیمعنا و بیخوشی خواهد بود. در نهایت، او به عمق معانی میپردازد و بر این نکته تأکید میکند که گفتوگو میتواند حجابهای درک را برطرف کند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
