

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۷۲۸
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۲۸
باغ است و بهار و سرو عالی
ما مینرویم از این حوالی
بگشای نقاب و در فروبند
ماییم و توی و خانه خالی
امروز حریف خاص عشقیم
برداشته جام لاابالی
ای مطرب خوش نوای خوش نی
باید که عظیم خوش بنالی
ای ساقی شادکام خوش حال
پیش آر شراب را تو حالی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به توصیف باغ و بهار و شوق عشق میپردازد. شاعر در این فضا، در کنار محبوب، به جشن و سرور و نوشیدن شراب اشاره دارد و از حال خوب و رهایی از غمها سخن میگوید. او به زیباییهای عشق و احساساتی چون ایمنی و بینهایت بودن اشاره کرده و میخواهد از جمال محبوب و نور الهی برخوردار شود. شاعر در نهایت به محدودیتهای دنیوی و تلاش برای رسیدن به فراتر از آنها، یعنی کمال و حقیقت، اشاره میکند و میگوید که وجود عشق و زیبایی بالاتر از هر اشکال و بیان است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
