

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۷۳۲
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۳۲
ای ساقی باده معانی
درده تو شراب ارغوانی
زان باده پیر تلخ پاسخ
بفزای حلاوت جوانی
در بزم سرای شاه جانان
نظاره شاهدان جانی
جانها بینی چو روز روشن
از لذت عشرت شبانی
بینی که جهان به حیرت آید
در حلقه خلق آن جهانی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از لذتهای عشق و بادهنوشی سخن میگوید و به تصویر بزم و سرای شادی و زیبایی میپردازد. او از ساقی میخواهد که شراب معانی و شادی را به او بنوشاند تا بتواند طعم حلاوت جوانی را بچشد. در این بزم، زیباییهای روحانی و طبیعی به تماشای یکدیگر نشستهاند و جهان در حیرت از جذابیت عشق و ارتباطات معنوی است. شاعر در نهایت به شخصیت شمس تبریزی اشاره میکند که به عنوان الهامبخش و محبوب واقعی در این محفل معنوی شناخته میشود.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
