

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۷۵۲
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۵۲
ای دلبر بیدلان صوفی
حاشا که ز جان بیوقوفی
از هجر دوتا چو لام گشتیم
دلتنگ ز غم چو کاف کوفی
آن دم که به طوف خود بطوفی
وآنگه که به خانه هم به طوفی
ما را بنمای مهر و الفت
چون معدن مهری و الوفی
مکشوف ز کشف توست اسرار
زیرا که کشوف هر کشوفی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و محبت اشاره میکند و دلبر را مورد خطاب قرار میدهد. او از دلتنگیها و غمهای ناشی از جدایی سخن میگوید و از دلبر میخواهد تا مهربانی و الفت را به او بنمایاند. شاعر به این نکته میپردازد که اسرار وجود انسان به عشق و محبت برمیگردد و حقیقت اصلی در جهانی سرشار از الفت نهفته است. او با تشبیه دلبر به ماه و خورشید، به جایگاه فوقالعاده عشق در زندگی اشاره میکند و از مخاطب میخواهد که در این خانه به دور از خوف و ترس زندگی کند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
