

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۷۶
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۶
یا خفی الحسن بین الناس یا نور الدجی
انت شمس الحق تخفی بین شعشاع الضحی
کاد رب العرش یخفی حسنه من نفسه
غیره منه علی ذاک الکمال المنتهی
لیتنی یوما اخر میتا فی فیه
ان فی موتی هناک دوله لا ترتجی
فی غبار نعله کحل یجلی عن عمی
فی عیون فضله الوافی زلال للظما
غیر ان السیر و النقلان فی ذاک الهوی
مشکل صعب مخوف فیه اهراق الدما
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این غزل مولانا به شاعرانگی و زیباییهای بیکران خداوند اشاره میکند و به نور و حقیقتی که فراتر از درک انسانهاست، میپردازد. شاعر از محبت و نور الهی سخن میگوید و آرزو میکند که در این زیبایی غرق شود و به آرامش دست یابد. او به وضعیت انسانهایی که از حقیقت دور ماندهاند اشاره کرده و آنها را مورد ملامت قرار میدهد. در این میان، یادآوری میشود که افرادی که به درک حقیقت نرسیدهاند، در حالتی از سردرگمی و ناامیدی به سر میبرند. شاعر همچنین به زیباییهای سرزمین تبریز اشاره کرده و از آن به عنوان منبع شفا و نیروی الهی یاد میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
