

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۷۵
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۵
ابصرت روحی ملیحا زلزلت زلزالها
انعطش روحی فقلت ویح روحی مالها
ذاق من شعشاع خمر العشق روحی جرعه
طار فی جو الهوی و استقلعت اثقالها
صار روحی فی هواه غارقا حتی دری
لو تلقاه ضریر تائه احوالها
فی الهوی من لیس فی الکونین بدر مثله
ان روحی فی الهوی من لا تری امثالها
لم تمل روحی الی مال الی ان اعشقت
رامت الاموال کی تنثر له اموالها
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان عشق و حالاتی پرداخته که روحش تحت تأثیر آن قرار گرفته است. او از شدت عشق و عطش روحی سخن میگوید و توضیح میدهد که چگونه عشق او را از مادیات دور کرده و به سوی معنویات سوق داده است. همچنین به زیبایی عشقش اشاره میکند و بیان میکند که در این مسیر روحش با دشواریها و چالشهایی روبهرو شده است. عشق به عنوان نیرویی قوی در زندگی او جلوهگری میکند و او فراموش میکند که در دنیای مادی غرق شده بود، در حالی که عشق الهی و معنوی زندگیاش را دگرگون کرده است. در پایان، شاعر از لطف و مهربانی مولای خود شمس دین یاد میکند که به او امید و قوت میبخشد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
