

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۷۷۵
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۷۵
مرغ دل پران مبا جز در هوای بیخودی
شمع جان تابان مبا جز در سرای بیخودی
آفتاب لطف حق بر عاشقان تابنده باد
تا بیفتد بر همه سایه همای بیخودی
گر هزاران دولت و نعمت ببیند عاشقی
ناید اندر چشم او الا بلای بیخودی
بنگر اندر من که خود را در بلا افکندهام
از حلاوتها که دیدم در فنای بیخودی
جان و صد جان خود چه باشد گر کسی قربان کند
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر به اهمیت بیخودی و دوری از خودکامگی اشاره میکند و میگوید که عشق واقعی در بیخودی یافت میشود. او از مرغ دل و شمع جان صحبت میکند که تنها در فضای بیخودی پرواز و تابش میکنند. مولانا بیان میکند که عشق واقعی باید تنها با درک بلا و فنای در بیخودی همراه باشد، و ارزشهای دنیوی در برابر آن ناچیزند. در نهایت، او به تاثیرات منفی دیدگاههای مردم غمناک بر صفای دل عاشق اشاره میکند و خواهان خالی کردن خود از تعلقات است تا بتواند پذیرای عشق الهی باشد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
