

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۷۸۲
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۸۲
گر شراب عشق کار جان حیوانیستی
عشق شمس الدین به عالم فاش و یک سانیستی
گر نه در انوار غیرت غرق بودی عشق او
حلقه گوش روان و جان انسانیستی
گر نبودی بزم شمس الدین برون از هر دو کون
جام او بر خاک همچون ابر نیسانیستی
ابر نیسان خود چه باشد نزد بحر فضل او
قاف تا قاف از میش خود موج طوفانیستی
آفتاب و ماه را خود کی بدی زهره شعاع
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف عشق عمیق و بیپیرایه به شمس الدین میپردازد و بر تأثیرات شگرف و متعالی این عشق بر جان و روح انسان تأکید میکند. او عشق شمس را نه تنها برای خود بلکه برای تمام جهان مهم و ضروری میداند و حتی در مقایسه با دیگر موجودات، این عشق را برتر معرفی میکند. شاعر با اشاره به زیباییهای شمس، آن را فراسوی زیباییهای دنیوی و غیرتهای انسانی قرار میدهد و عشق به او را موجب رسیدن به مرتبههای بالای معنوی میداند. در انتها، او از نوشیدن شراب عشق و تأثیر آن بر انسانها سخن میگوید و درخواست میکند که از شمس یک جرعهای به او بدهند تا در حیرتهای عاشقانه غوطهور شود.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
