

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۷۸۷
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۸۷
ای مهی کاندر نکویی از صفت افزودهای
تا بسی درهای دولت بر فلک بگشودهای
ای بسا کوه احد کز راه دل برکندهای
ای بسا وصف احد کاندر نظر بنمودهای
جانها زنبوروار از عشق تو پران شده
تا دهان خاکیان را زان عسل آلودهای
ای سبک عقلی که از خویشش گرانی دادهای
وی گران جانی که سوی خویشتن بربودهای
شاد با گوش مقیم اندر مقالات الست
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ستایش و وصف محبوبی میپردازد که به واسطهٔ صفات نیکو و خوبیهایش، دروازههای دولت و برکت را به روی بندگان میگشاید. او به تمجید از عشق و محبت میپردازد که جانها را به سمت خود میکشاند و طعم شیرینی را به زندگی میآورد. همچنین، شاعر به تفاوت محبوب با انسانهای دون اشاره میکند و از بالاتر بودن مقام او در مقایسه با دیگران سخن میگوید. در ادامه، به جستجوی معانی عمیق و ذاتی در عالم وجود و تأثیر آن در زندگی پرداخته میشود. در نهایت، شاعر به ایده شمس تبریزی و جستجوی حقیقت در زندگی اشاره میکند، که میتواند منجر به غم و اندوه بیهوده شود.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
