

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۸۲۶
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۲۶
همه چون ذره روزن ز غمت گشته هوایی
همه دردی کش و شادان که تو در خانه مایی
همه ذرات پریشان همه کالیوه و شادان
همه دستک زن و گویان که تو خورشیدلقایی
همه در بخت شکفته همه با لطف تو خفته
همه در وصل بگفته که خدایا تو کجایی
همه همخوابه رحمت همه پرورده نعمت
همه شه زاده دولت شده در دلق گدایی
چو من این وصل بدیدم همه آفاق دویدم
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر به توصیف حال و هوای عاشقان میپردازد که همگی تحت تأثیر حضور محبوب قرار دارند. همه در حالی که غم و شادی را تجربه میکنند، به خوشحالی و امید بر وجود محبوب مینگرند. ذکر میشود که عشق به محبوب باعث شکفتگی و سرزندگی زندگی آنها شده و در این حالت، عشق و وصال جزئی جداییناپذیر از وجود انسانهاست. شاعر به وحدت وجود و بیکرانگی عشق اشاره دارد و از فرار از جهل و کاستیها مینویسد. در نهایت، عشق را نه فقط به عنوان یک احساس، بلکه بهعنوان یک واقعیت وجودی میداند که پشتوانهای برای زندگی معنوی است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
