

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۸۴
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۴
اخی رایت جمالا سبا القلوب سبا
و هل اتیک حدیث جلا العقول جلا
الست من یتمنی الخلود فی طرب
الا انتبه و تیقظ فقد اتاک اتی
یقر عینک بدر و فی جبینته
سعاده و مرام و عزه و سنا
و سکره لفؤادی من شمائله
کانها ملات کاسنا و اسقانا
عجائب ظهرت بین صفو غرته
تلالات لسناه بمهجتی و صفا
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف جمال و زیبایی میپردازد که دلها را مجذوب میکند. او از حالتی شگفتانگیز سخن میگوید که اندیشهها را روشن میکند و انسان را به یاد جاودانگی میاندازد. شاعر با اشاره به سرشاری و خوشی که از این زیبایی میبرد، به احساساتی چون شادی، عزت و روشنی اشاره میکند. همچنین، او این زیبایی را بهگونهای توصیف میکند که گویی زندگیاش را پر کرده و دلش را سیراب ساخته است. در نهایت، این زیبایی و حیرتها تأثیر عمیقی بر روح و جان او بر جای میگذارد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
