

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۸۵
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۵
اتاک عید وصال فلا تذق حزنا
و نلت خیر ریاض فنعم ما سکنا
و زال عنک فراق امر من صبر
و محنه فتنتنا و خاب من فتنا
فهز غصن سعود و کل جنا شجر
فقر عینک منه و نعم ذاک جنا
فطب تجوت من اصحاب قریه ظلمت
و نال قلبک منهم شقاوه و عنا
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ خوشحالی و زیباییهای وصال است و بر لزوم ترک غم و اندوه تأکید میکند. شاعر به عید وصال اشاره میکند و میگوید که در این زمان نباید از فراق و دردها سخن گفت. او به زیباییهای عشق و شادابی طبیعت اشاره کرده و از دلتنگیها و بدخواهان دور میشود. در نهایت، شاعر از مخاطب میخواهد که از آغوش تاریکیها و بدبینیها فاصله بگیرد و به سمت روشنی و خوشی برود.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
