

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۹۱۱
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۱۱
طبع چیزی نو به نو خواهد همی
چیز نو نو راهرو خواهد همی
سر نو خواهی که تا خندان شود
سر دو گوش سرشنو خواهد همی
جان پاکان طالب جان زر است
جان حیوان کاه و جو خواهد همی
گفته مستان ساقیا هل من مزید
ساقی از مستان گرو خواهد همی
رو به سر چون سیل تا بحر حیات
جوی کن کان آب گو خواهد همی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این غزل مولانا به جستجوی نو بودن و تجدید حیات اشاره میکند. او بیان میکند که طبع انسان همواره به دنبال چیزهای نو و تازه است و جان پاکان در پی جانی با ارزشتر و غنیتر هستند. مستان با خواهش از ساقی به دنبال بهرهمندی بیشتر از نوشیدنیهای آسمانیاند و همچنان در حال طلب و استغفار هستند. در نهایت، او به فراز و نشیب زندگی اشاره میکند و بر جریان حیات و ضرورت کوشش برای رسیدن به معانی عمیقتر تأکید دارد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
