

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۹۲
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۲
زان شاهد شکرلب زان ساقی خوشمذهب
جان مست شد و قالب ای دوست مخسب امشب
زان نورِ همه عالم هر شیوه همینالم
تا بشنود احوالم ای دوست مخسب امشب
گاهی به پریشانی گاهی به پشیمانی
زین عیش همیمانی ای دوست مخسب امشب
یک روز تو گر خواری یک روز تو مرداری
از ما چه خبر داری؟ ای دوست مخسب امشب
بیرون شو از این هر دو بیگانه شو ای مردو
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به وصف حال و احساسات عاشقانه و جانی سرشار از عشق میپردازد. شاعر از عشق به معشوق و شوق دیدار او سخن میگوید و در عین حال از ناراحتیها و تردیدهای خود در این مسیر مینالد. او به دوگانگی حالتهای خود اشاره میکند، گاهی با شادمانی و گاهی با پشیمانی. در نهایت، او از دوست میخواهد که در این شب به کنارش بماند و از هجرانی که رنجش میدهد، دور شود. همچنین، نام شمس الحق تبریز در این شعر به عشق الهی اشاره دارد که شاعر جستجوی آن را در دل دارد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
