

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۹۳۱
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۳۱
از دلبر نهانی گر بوی جان بیابی
در صد جهان نگنجی گر یک نشان بیابی
چون مهر جان پذیری بیلشکری امیری
هم ملک غیب گیری هم غیب دان بیابی
گنجی که تو شنیدی سودای آن گزیدی
گر در زمین ندیدی در آسمان بیابی
در عشق اگر امینی ای بس بتان چینی
هم رایگان ببینی هم رایگان بیابی
در آینه مبارک آن صاف صاف بیشک
نقش بهشت یک یک هم در جهان بیابی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: این غزل به تجلی عشق و عرفان میپردازد و بر این باور تأکید میکند که اگر دلبر و معشوق واقعی را پیدا کنی، به رازی بزرگ و بینظیر دست خواهی یافت که در هیچ دنیایی نمیگنجد. در عشق، شخص به مقام بالایی میرسد و میتواند از واقعیتهای پنهانی آگاهی یابد. شاعر به جستجوی گنج عشق اشاره دارد که میتواند در آسمان یا در دل انسانها باشد. همچنین، با پذیرش عشق، سختیها و مشکلات زندگی به سادگی حل میشوند و حقیقت عشق از هرچیزی فراتر است. بهویژه یادآوری میشود که در این مسیر، راهنما و معلمی چون شمس میتواند معانی عمیق و پنهان را نمایان کند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
