

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۹۳۲
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۳۲
چه باشد ای برادر یک شب اگر نخسپی
چون شمع زنده باشی همچون شرر نخسپی
درهای آسمان را شب سخت میگشاید
نیک اختریت باشد گر چون قمر نخسپی
گر مرد آسمانی مشتاق آن جهانی
زیر فلک نمانی جز بر زبر نخسپی
چون لشکر حبش شب بر روم حمله آرد
باید که همچو قیصر در کر و فر نخسپی
عیسی روزگاری سیاح باش در شب
در آب و در گل ای جان تا همچو خر نخسپی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این شعر، مولانا به اهمیت بیداری و هوشیاری میپردازد و میگوید که خواب و غفلت انسان را از نعمتها و فرصتها دور میکند. او بر این نکته تأکید میکند که انسان باید زنده و فعال باشد تا از درهای آسمان بهرهمند شود و به آرزوهایش برسد. همچنین، او به تأثیرات منفی خوابِ غفلت و خطراتی که ممکن است از سوی دیگران وجود داشته باشد، اشاره میکند. در نهایت، به عبرت داستان یوسف نیز پرداخته میشود که نشان میدهد دوری از حمایت و همراهی پدر میتواند انسان را در موقعیتهای مخاطرهآمیز قرار دهد. مولانا خواننده را ترغیب میکند که همچنان بیدار و هشیار باشد تا به مقصد و هدفش برسد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
