

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۹۶۰
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۶۰
رقصان شو ای قراضه کز اصل اصل کانی
جویای هر چه هستی میدانک عین آنی
خورشید رو نماید وز ذره رقص خواهد
آن به که رقص آری دامن همیکشانی
روزی کنار گیری ای ذره آفتابی
سر بر برش نهاده این نکته را بدانی
پیش آردت شرابی کای ذره درکش این را
خوردی و محو گشتی در آفتاب جانی
شد ذره آفتابی از خوردن شرابی
در دولت تجلی از طعن لن ترانی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ سفر روحی و تعالی انسانی است و بر اهمیت جستجوی حقیقت و نور هستی تاکید دارد. شاعر با دعوت به رقص و حرکت، به ذرهای اشاره میکند که به آفتاب نزدیک میشود و در این نزدیکی به حقیقت و عرفان نائل میآید. در این مسیر، انسان باید از حالت خامی به درآید و با پذیرش تعلیمات آفتابی، به بصیرت و شناخت بیشتر دست یابد. شاعر در نهایت به شمس تبریزی به عنوان مصدر این نور و معرفت اشاره میکند و تسلیم و فدای او میشود.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
