

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۹۶۱
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۶۱
در رنگ یار بنگر تا رنگ زندگانی
بر روی تو نشیند ای ننگ زندگانی
هر ذرهای دوان است تا زندگی بیابد
تو ذرهای نداری آهنگ زندگانی
گر ز آنک زندگانی بودی مثال سنگی
خوش چشمهها دویدی از سنگ زندگانی
در آینه بدیدم نقش خیال فانی
گفتم: «چه ای تو؟» گفتا:« من زنگ زندگانی»
اندر حیات باقی یابی تو زندگان را
وین باقیان کیانند دلتنگ زندگانی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بررسی مفهوم زندگی و رنگ یار میپردازد. او از رنگ یاری سخن میگوید که بر روی زندگی انسان اثرگذار است و زندگی واقعی را در وجود او جاری میسازد. به نوعی او به رویایی و فانی بودن زندگی اشاره دارد و بیان میکند که زندگی حقیقی تنها در وجود افرادی که اهل صلح و آرامش هستند، ظهور مییابد. در مقابل، کسانی که در جنگ و جدل هستند، در واقع از زندگی دور میمانند و در تنگنای آن گرفتارند. این غزل به نوعی دعوت به زندگی سالم و صلحآمیز است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
