

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۳۰۰۴
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۰۴
بزم و شراب لعل و خرابات و کافری
مُلک قلندرست و قلندر از او بری
گویی: "قلندرم من" و این دلپذیر نیست
زیرا که آفریده نباشد قلندری
تا کی عُطارِد از زحل آرد مُدبّری؟
مریخ نیز چند زند زخم خنجری؟
تا چند نعلریز کند پیک ماه نیز؟
تا چند زهره بخش کند جام احمری؟
تا چند آفتاب به تف مطبخی کند؟
بازار تنگ دارد برخلقْ مشتری؟
تا چند آب ریزد دولاب آسمان؟
تا چند آب نشف کند برج آذری؟
