

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۳۰۴
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۴
هیچ میدانی چه میگوید رباب؟
ز اشک چشم و از جگرهای کباب
پوستیام دور مانده من ز گوشت
چون ننالم در فراق و در عذاب
چوب هم گوید بُدم من شاخ سبز
زینِ من بشکست و بدرید آن رکاب
ما غریبان فراقیم ای شهان
بشنوید از ما «الی الله المآب»
هم ز حق رُستیم اول در جهان
هم بدو وا میرویم از انقلاب
بانگ ما همچون جرس در کاروان
یا چو رعدی وقت سیران سحاب
