

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۳۰۳
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۳
مجلسی خوش کن از آن دو پاره چوب
عود را درسوز و بربط را بکوب
این ننالد تا نکوبی بر رگش
وان دگر در نفی و در سوزست خوب
مجلسی پرگرد بر خاشاک فکر
خیز ای فراش، فرش جان بروب
تا نسوزی بوی ندهد آن بخور
تا نکوبی نفع ندهد این حبوب
نیِّر اعظم بدان شد آفتاب
کو در آتش خانه دارد بیلغوب
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ اهمیت حضور و شور و عشق در زندگی است. شاعر به برپایی مجلسی روحانی اشاره میکند که باید در آن آتش اشتیاق و محبت شعلهور باشد. او به دو عنصر مهم، یعنی عود و بربط، اشاره میکند که همگی در نشستن در کنار یکدیگر معنای وجودی خود را پیدا میکنند. وجود عشق و اشتیاق در زندگی شرط اساسی برای درک و دریافت حقایق عمیقتر است. شاعر به مخاطبانش توصیه میکند که برای رسیدن به کمال معنوی باید از طریق آتش عشق خود را بسوزانند و آمادهٔ تحول شوند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
